بیانیه سیاسی امام حسین(ع)

محمد نصر اصفهانی

محمد نصر اصفهانی

زمینه‌شناسی بیانیه

کتاب تحف العقول عن آل الرسول یکی از مجامع حدیثی شیعه، از شیخ بحرانی متوفای ۳۸۱ هجری است. نویسنده در این کتاب منتخبی از احادیث پیامبر اکرم(ص) و ائمه شیعه(ع) به صورت تفکیک شده جمع‌آوری کرده است. همچنین ایشان سخنرانی تاریخی از امام حسین(ع) خطاب به مردم و علما در مکه را نقل کرده است. محتوای سخنرانی امام(ع) نشانگر این است که این سخنرانی قبل از حرکت امام به سمت کوفه صورت گرفته است. امام در این خطبه دلیل به وجود آمدن انحراف، فساد و بی‌عدالتی جامعه اسلامی را، عدم انجام وظیفه و سکوت و سکون عالمان دین در مقابل قدرت کلان سیاسی دانسته است. گویا امام در این سخنرانی با صدور یک مانیفست و بیانیه سیاسی می‌خواهد با آسیب‌شناسی جامعه دینی و ریشه‌یابی آن، انگیزه و هدف قیام خود را روشن سازد و بگوید به دلیل فساد حاکمان و بی‌توجهی عالمان، انحرافی عمیق در جامعه اسلامی پیش آمده است، عالمان باید از فرصتی که پیش آمده و احتمالاً دیگر پیش نخواهد آمد، استفاده کنند و جلو این انحرافات را بگیرند و آن را به جایگاه اصلی خود بازگردانند. اگر علما این وظیفه را انجام دهند که مطلوب حاصل است ولی با توجه به آلودگی آنان به دنیا و ترس از قدرت چنین چیزی بعید است. بنابراین من به‌عنوان یک عالم دینی می‌خواهم خود راساً به آن اقدام کنم. ایشان از علما و مردم می‌خواهند که در این امر مهم و به‌عنوان تکلیف دینی او را یاری رسانند. سخن امام با استناد به قرآن کریم اینگونه شروع می‌شود:

هشدار به عالمان دین

اعْتَبِرُوا أَیُّهَا النَّاسُ، بِمَا وَعَظَ اللَّهُ بِهِ أَوْلِیَاءَهُ، مِنْ سُوءِ ثَنَائِهِ عَلَى الْأَحْبَارِ إِذْ یَقُولُ لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ

ای مردم از موعظه‌های خداوند به دوستان خود، در مورد نکوهش علمای یهود عبرت بگیرید. آنجا که می‌فرماید: چرا عالمان دینی و دانشمندان، مردم را از اندیشه‌های نادرست نهی نمی‌کنند.

امام با اشاره به این آیه از قرآن کریم، وَ تَرَى کَثِیرًا مِّنْهُمْ یُسَارِعُونَ فِی الإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ وَأَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ. لَوْلاَ یَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَصْنَعُونَ؛ و بسیارى از آنان را مى‏بینى که در گناه و تعدّى و حرام‌خوارى خود شتاب مى‏کنند. واقعاً چه اعمال بدى انجام مى‏دادند. چرا الهیّون و دانشمندان‏، آنان را از گفتار گناه‏ آلود و حرام‌خوارگى‏شان باز نمى‏دارند؟ راستى چه بد است، آنچه انجام مى‏دادند. (سوره مائده، آیه۶۲-۶۳) ایشان عالمان را توبیخ می‌کنند و می‌پرسند: چرا علمای یهود، مردم را از باورهای گناه آلود و حرام‌خواری نهی نمی‌کنند. این کار آنان بسیار ناپسند است. قرآن برای گنهکاران «یعملون» و برای عالمان «یصنعون» آورده است. یعنی اگر آنها عمل حرام مرتکب می‌شوند اینها با سکوت خود، جامعه را اینگونه می‌سازند و گناه و حرام‌خواری را نهادینه می‌کنند. آنچه آن عالمان عمل می‌کنند مخالف آن چیزی است که پیامبران آنها عمل می‌کردند. پس اینها به دروغ خود را پیرو انبیاء می‌دانند.

چرا امام حسین (ع) این سخن را فرموده است؟ این سخنان امام احتمالاً مبتنی بر چهار پیش‌فرض است:

  1. خداوند انسان را به منظور رسیدن به کمال اختیاریش خلق کرده است. انبیا با حضور خود در جوامع انسانی، جوامع خود را به نقد کشیده و از هر آنچه در جامعه اتفاق می‌افتد و مخالف کمال آدمیان است مردم را انذار کرده، باز می‌دارند و هر آنچه در بین آنان نیست و برای کمال آنان ضروری است، آنان را به آن ترغیب و تبشیر می‌کنند. بنابراین آنچه موجب کمال انسانی انسان است، «معروف» و آنچه موجب دوری انسان از کمال انسانی اوست، «منکر» است.
  2. تشخیص درست و نادرست امور دنیا بر عهده عقل است و تشخیص درست و نادرست کمال معنوی انسان که مرتبط با مبدا و معاد است و به عالم غیب تعلق دارد بر عهده عالم‌الغیب و شهاده، یعنی خداوند است. اوست که می‌داند کمال معنوی و اخروی مخلوقش به چیست و آن را به صورت کلی برای همه انبیا توضیح داده است.
  3. تشخیص معروف و منکر هر عصری بر عهده پیامبر آن عصر است. تشخیص خوب و بد، درست و نادرست در شرایط مختلف اجتماعی ممکن است تفاوت کند و به همین جهت انبیا تجدید می‌شدند. آنان با تشخیص مصادیق معروف و منکر و ابلاغ آن به مردم، آنان را به معروف ترغیب و از منکر باز می‌داشتند. قرآن کریم در مورد پیامبر اسلام(ص) هم می‌فرماید: او کسی است که مردم را به خوبی می‌خواند و از بدی بازمی‌دارد. یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ (سوره اعراف، آیه ۱۵۷)
  4. در صورت غیبت پیامبر و خاتمیت نبوت این وظیفه بر عهده عالمان دینی منتقل می‌شود و لذا خداوند می‌فرماید: وَ لْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (سوره آل‌عمران، آیه ۱۰۴) باید از میان شما، گروهى‏، مردم را به نیکى دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتى بازدارند، و آنان، همان رستگارانند.

جامعه علم محور

این موضوع به‌ویژه در سطح کلان کاری تشخیصی است و جز از عهده عالمان، از دیگران بر نمی‌آید و چیزی دیگر جانشین آن نیست. اینجا عالم تنها عالم دینی نیست. تشخیص معروف و منکر جامعه امری کارشناسی است. همه انسان‌ها به اندازه دانایی و توانایی خود مسئول امور جاری اجتماع خود هستند و آنکه عالم و توانا نیست، تکلیفی جز عالم شدن و توانا شدن ندارد. به همین دلیل عالمان به دلیل علم و نفوذشان از مسئولیت بیشتری برخوردار هستند. علاوه بر اینکه باید جامعه مبتنی بر علم حرکت کند و علم محور اصلاحات اجتماعی باشد به طوری که تنها عالم سیاست در سیاست، عالم اقتصاد در اقتصاد، عالم دین در دیانت دخالت کند. از این‌رو امیرالمومنین(ع) در خطبه سوم نهج‌البلاغه می‌فرمایند: خدا با آنکه دانا و تواناست پیمان بسته است من هم به همین دلیل مسئولیت حکومت را پذیرفتم؛ سوگند به کسى که دانه را شکافته و جانداران را آفریده که اگر انبوه آن جماعت نمى‏بود یا گرد آمدن یاران حجت را بر من تمام نمى‏کرد و خدا از عالمان پیمان نگرفته بود که در برابر شکم‌بارگى ستمکاران و گرسنگى ستم‌کشان خاموشى نگزینند، افسارش را بر گردنش مى‏افکندم و رهایش مى‏کردم و در پایان با آن همان مى‏کردم که در آغاز کرده بودم و مى‏دیدید که دنیاى شما در نزد من از عطسه ماده بزى هم کم ارج‏تر است.

آیا اگر عالمان از وظیفه خود سر باز زدند، باید مردم نیز دنباله رو آنان باشند؟ نه، چنین نیست بلکه مسئولیت از دیگران سلب نخواهد شد. از قول رسول الله(ص) نقل شده است که: کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته؛ همه شما نگهبان هستید و باید پاسخگوی اعمال کسانی باشید که تحت سرپرستی شما قرار دارند. (بحار‌الانوار، ج۷۲، ص۳۸) از نظر قرآن کریم، عملکرد ناپسند عالمان برای مردم حجیت ندارد. مردم نباید کورکورانه تابع عالمان زمان خود باشند. بلکه افراد باید با شناختِ منکرات، مانع از انجام آن توسط همگان از جمله عالمان شوند. خداوند همه کسانی را که از علمای خود در مخالفت با خدا پیروی می‌کنند، توبیخ می‌فرماید و آنان را مشرک معرفی می‌کند؛ اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ مَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِیَعْبُدُواْ إِلَـهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ، سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ (سوره توبه، آیه ۳۱) اینان دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به جاى خدا به الوهیّت گرفتند، با آنکه مأمور نبودند جز اینکه خدایى یگانه را بپرستند که هیچ معبودى جز او نیست‏. منزه است او از آنچه (با وى‏) شریک مى‏گردانند. چنین مردمی با رهبران خود در جهنم عذاب خواهند شد. یََوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ یَقُولُونَ یَا لَیْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَ أَطَعْنَا الرَّسُولَا، وَ قَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَ کُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا (سوره احزاب، آیه۶۶-۶۷) روزى که چهره‏هایشان را در آتش زیرورو مى‏کنند، مى‏گویند: اى کاش ما خدا را فرمان مى‏بردیم و پیامبر را اطاعت مى‏کردیم و مى‏گویند: پروردگارا، ما رؤسا و بزرگتران خویش را اطاعت کردیم و ما را از راه به در کردند.

در دادگاه عدل الهی هیچ کس مسئول اعمال هیچ کس جز خودش نیست. در دنیای دیگر نه عالمان و رهبران مسئول اعمال مردم هستند و نه مردم جوابگو و مسئول اعمال آنان هستند؛ وَ لاَ تَکْسِبُ کُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَیْهَا، وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَى (سوره انعام، آیه ۱۶۴)

برخلاف این دنیا که در آن پول، پارتی، رفیق و قوم و خویش به کار می‌آید روز قیامت جز عمل صالح هیچ‌کس و هیچ‌چیز به داد آدمی نمی‌رسد. وَ اتَّقُواْ یَوْماً لاَّ تَجْزِی نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَیْئاً وَ لاَ یُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَ لاَ تَنفَعُهَا شَفَاعَهٌ وَ لاَ هُمْ یُنصَرُونَ (سوره بقره، آیه ۱۲۳) بترسید از روزى که هیچ‌کس چیزى (از عذاب خدا) را از کسى دفع نمى‏کند، و نه بدل و بلاگردانى از وى پذیرفته شود، و نه او را میانجی‌گرى سودمند افتد، و نه یارى شوند.

بنابراین از نظر امام حسین(ع) همه انسان‌ها مسئول آن چیزی هستند که در سطح کلان جامعه رخ می‌دهد اما در این میان مسئولیت برخی از افراد نسبت به دیگران زیادتر است. عالمان دین این مسئولیت را بیشتر دارند ولی در صورتی که عالمان به وظیفه خود عمل نکردند مردم باید خود راساً عمل کنند. کسی نمی‌توانند بگویند به ما مربوط نیست و نه می‌توانند بگویند به ما چنین گفتند و ما پیرو دستور عالمان هستیم. پیروی آگاهانه مطلوب ولی پیروی کورکورانه در اسلام ممنوع است. در غیر‌این‌صورت همه مشمول لعنت خداوند واقع خواهند شد. لذا امام حسین(ع) می‌فرمایند: وَ قَالَ: «لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ -إِلَى قَوْلِهِ- لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ» کفار به دلیل اعمالی که انجام نداده‌اند لعنت شده‌اند.

امام در اینجا اشاره دارند به این آیه از قرآن کریم که لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَ عِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذَلِکَ بِمَا عَصَوا وَّ کَانُواْ یَعْتَدُونَ، کَانُواْ لاَ یَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنکَرٍ فَعَلُوهُ، لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَفْعَلُونَ (سوره مائده، آیه ۷۸) از میان فرزندان اسرائیل‏، آنان که کفر ورزیدند، به زبان داوود و عیسى بن مریم مورد لعنت قرار گرفتند. این (کیفر) به خاطر آن بود که عصیان ورزیده و (از فرمان خدا) تجاوز مى‏کردند. (و) از کار زشتى که آن را مرتکب مى‏شدند، یکدیگر را باز نمى‏داشتند. به راستى‏، چه بد بود آنچه مى‏کردند. در آیات یاد شده قبل عالمان دین به خاطر عدم نهی از منکر، مورد شماتت قرار گرفتند و در این آیه همه مردمی که عصیان کرده و نهی از منکر نکردند و مورد شماتت و لعن قرار می‌گیرند.

در بخش اول سخن، گفته شد که امام حسین(ع) به استناد آیاتی از قرآن، در زمان غیبت پیامبران، مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر، در امور کلان جامعه را، در مرحله اول متوجه عالمان و در مرحله بعد متوجه دین‌باوران کردند. در این بخش امام خود به‌عنوان یک عالم دینی به نقد عالمان دین زمان خود پرداخته و در مورد ریشه و دلایل عدم انجام وظیفه این قشرِ نقش‌آفرین در جامعه می‌فرماید: اینکه خداوند عالمان دین یهود و نصارا را توبیخ کرده است به این دلیل است که در مقابل چشم آنان فساد و منکر انجام می‌شود ولی آنان، ظالمین را از آن نهی نمی‌کردند.

انگیزه مسئولیت‌ناپذیری عالمان

وَ إِنَّمَا عَابَ اللَّهُ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ، خداوند عالمان دینی یهود را به دلیل ترک نهی از منکر توبیخ کرد و این عمل منکر آنان را برای آنان عیب گرفت. لِأَنَّهُمْ کَانُوا یَرَوْنَ مِنَ الظَّلَمَهِ، الَّذِینَ بَیْنَ أَظْهُرِهِمُ الْمُنْکَرَ وَ الْفَسَادَ، چون آنان به روشنی ظلمه را می‌دیدند که در مقابل آنان زشتی و فساد جاری است ولی فَلَا یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ ذَلِکَ، آنان ظالمین را از این کار منع نمی‌کنند.

چرا چنین نمی‌کردند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کردند؟ حضرت دو علت و انگیزه را عامل عدم نهی از منکر دانسته است: ۱- رَغْبَهً فِیمَا کَانُوا یُنَالُونَ مِنْهُمْ، علاقه به آنچه به سبب این کار عاید آنان می‌شد مثل اینکه محبوب قدرتمندان، ثروتمندان و مردم می‌شدند. آنان اعمال خود را با سکوت آنان توجیه می‌کنند. مردم هم از اینکه علما کاری به کارشان نداشته باشند، بیشتر خوشحال هستند. علاوه بر این‌ها کمک‌های مالی از طرف ثروتمندان و مسئولیت‌های اجتماعی به آن‌ها محول خواهد شد. ۲- وَ رَهْبَهً مِمَّا یُحْذَرُونَ، از ترس آنچه آن‌ها را از آن بر حذر می‌داشتند، نهی از منکر نمی‌کنند مثل فقر، بیکاری، آوارگی، زندان، شکنجه و در نهایت مرگ خود و عزیزان درست مثل آنچه بر سر خود امام حسین(ع) آمد. امام می‌فرماید: این در حالی است که خدا خطاب به علمای بنی اسرائیل فرموده بود که نباید جز از من بترسید: وَ اللَّهُ یَقُولُ: فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ (سوره مائده، آیه ۴۴) از مردم نترسید و از من بترسید. ترس از غیرخدا نشان از بی‌ایمانی به قدرت و پاداش دادن خداست و آنکه از بیان حقیقت بترسد، نشانگر آن است که دیگران را از خداوند قدرتمندتر می‌داند. او در واقع دین را دکان دنیا خود قرار داده است. به راستی آنکه به دنبال دنیاست، نباید در جرگه عالمان دینی وارد شود. اگر انبیا و اولیا می‌خواستند از کسی و چیزی جز خدا بترسند، اصولاً دینی شکل نمی‌گرفت. راه انبیا با طمع به دنیا، یعنی قدرت، ثروت و شهرت سازگار نیست. این شعار همه انبیای الهی بوده است که می‌گفتند: وَ مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ (سوره شعراء، آیه ۱۲۷) بر این رسالت اجرى از شما طلب نمى‏کنم‏. خداوند خطاب به پیامبر اکرم(ص) هم می‌فرماید: أُوْلَـئِکَ الَّذِینَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا (سوره انعام، آیه ۹۰) پس به هدایت آنان اقتدا کن که خدا هدایتشان کرده است‏ ‏و بگو: من‏، از شما هیچ مزدى بر این رسالت نمى‏طلبم‏. وقتی به پیامبر(ص) پیشنهاد پول می‌کردند، همین شعار پیامبر بود که در پاسخ آنان می‌فرمود: وَ یَا قَوْمِ لاأَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مَالاً إِنْ أَجْرِیَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَ مَآ أَنَاْ بِطَارِدِ الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَ لَـکِنِّیَ أَرَاکُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ (سوره هود، آیه ۲۹) اى قوم من‏، بر این رسالت‏، مالى از شما درخواست نمى‏کنم‏. مُزد من جز بر عهده خدا نیست‏ و کسانى را که ایمان آورده‏اند طرد نمى‏کنم‏. قطعاً آنان پروردگارشان را دیدار خواهند کرد، ولى شما را قومى مى‏بینم که نادانى مى‏کنید. امام حسین(ع) خود نمونه این اندیشه و عمل بود که نه تنها مزدی طلب نکرد، هر چه داشت را نیز در این راه با کمال اخلاص تقدیم کرد.

اسلام و نظارت عمومی

ابی‌عبدالله‌الحسین در ادامه سخن بعد از بیان وضع ناپسند علمای بنی‌اسرائیل با استناد به قرآن کریم، سمت و سوی سخن را به جانب اسلام برمی‌گرداند و می‌فرماید اسلام ادامه همان راه انبیاست و خداوند امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه همه مسلمانان و در مرحله اول معروف و منکرشناسان دانسته است وَ قَالَ: الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ (سوره توبه، آیه ۷۱) و مردان و زنان با ایمان‏، دوستان یکدیگرند، که به کارهاى پسندیده وا مى‏دارند، و از کارهاى ناپسند باز مى‏دارند. خداوند در ادامه آیه نتیجه امر به معروف و نهی از منکر را رحمت و برکت و رستگاری الهی دانسته است؛ أُوْلَـئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ. آنانند که، خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد، که خدا توانا و حکیم است‏.

در اندیشه اسلامی مومنان از زن و مرد نسبت به یکدیگر مسئولیت دارند. بعد از ولایت خدا بر مومنین، ولایت رسول خدا(ص) بر مومنین است. بعد از آن ولایت امام(ع) بر مومنین خواهد بود. در زمان غیبت امام زمان(عج) مومنین بر مومنین ولایت دارند. این همان مردم‌سالاری دینی است که در آن همگان به‌ویژه عالمان برای اینکه مشمول رحمت خداوندی قرار گیرند و دچار عذاب و لعنت الهی واقع نشوند باید امر به معروف و نهی از منکر کنند. امر به معروف و نهی از منکر از نظر امام حسین(ع) کلیدی‌ترین و اساسی‌ترین وظیفه و مسئولیت است و راه اصلی انبیاست. در همین راستا امام، به جایگاه امر به معروف و نهی از منکر می‌پردازند:

فَبَدَأَ اللَّهُ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ فَرِیضَهً مِنْهُ، خداوند زندگی مومنین را با امر به معروف و نهی از منکر به عنوان امر واجب شروع کرد. لِعِلْمِهِ بِأَنَّهَا إِذَا أُدِّیَتْ وَ أُقِیمَتْ، چون خدا می‌دانست اگر امر به معروف و نهی از منکر انجام گیرد و اقامه شود؛ اسْتَقَامَتِ الْفَرَائِضُ کُلُّهَا، همه فرائض الهی در پی آن اقامه خواهد شد. هَیِّنُهَا وَ صَعْبُهَا، چه واجبات سخت باشد و چه آسان.

امر به معروف و نهی از منکر همان نظارت همگانی است. اگر نظارت همگانی در اجرای قانون بیشتر وجود داشته باشد، امور روال مثبت به خود می‌گیرد و مشکلات کاهش خواهد یافت. در یک جامعه دینی باید برای همه از صدر تا ذیل آزادیِ نظارتِ قانونمند و نهادینه شده، وجود داشته باشد و همه دست اندرکاران بدون استثنا پاسخگو باشند. اگر آزادی برای نظارت عالمان نباشد یا آزادی باشد ولی نظارت نباشد یا آزادی و نظارت باشد ولی قانون کسی را پاسخگو ندانسته باشد و امکان استیضاح و اقدام نباشد، نه تنها این واجب الهی تعطیل شده و به مرور بقیه دین هم یا تعطیل شده و یا پوسته بی‌محتوایی بیشتر از آن باقی نخواهد ماند.

مصادیق نظارت و نقد اجتماعی

در اینجا امام تعریف خود را از امر به معروف و نهی از منکر یا نفد اجتماعی بیان می‌فرماید: وَ ذَلِکَ أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ، امر به معروف و نهی از منکر این است که:

۱- دعوت به اسلام: دُعَاءٌ إِلَى الْإِسْلَامِ، دعوت به اسلام شود. پرسش مهمی که اینجا پیش می‌آید این است که مگر مردم مسلمان نبودند که فرزند پیامبر علمای عصر خود را توبیخ می‌کند که چرا مردم را به اسلام دعوت نمی‌کنید؟ دعوت به اسلام کاری پیامبرانه است و عزمی پیامبرانه می‌طلبد و در هیچ مرحله از زندگی، انسان بی‌نیاز از آن نیست. اسلام چیست؟ ایمان است و عمل. دعوت به توحید و نهی از شرک، دعوت به آخرت و نهی از اصالت دادن به دنیا، دعوت به قرآن و سنت پیامبر و نهی از بی‌توجهی به قرآن. دعوت به اخلاق و نهی از دروغ، غیبت، حرام‌خواری، بی‌رحمی، رشوه‌خواری، مال‌اندوزی، خیانت در امانت، بد‌عهدی و دیگر بد‌اخلاقی‌ها. همین‌که ما احکام را مبنای امر به معروف و نهی از منکر می‌دانیم خود یک منکر است. چون اول عقاید و ایمان در اولویت قرار دارد، بعد اخلاق و سپس احکام باید در اولویت باشد. نماز، روزه، زکات و حج بدون ایمان و اخلاقی شکلی بی‌محتواست و آنان را برای تکمیل اخلاق و عقاید تشریع کرده‌اند.

۲- مبارزه با ظلم: اسلام باید نماد بیرونی داشته باشدو صرف امر به معروف یا توصیه و دعوت به اسلام کافی نیست. اسلام باید نماد بیرونی داشته باشد لذا می فرماید: مَعَ رَدِّ الْمَظَالِمِ، بازگرداندن آن چیزی است که ظالمانه و ناروا جاری شده است. رد مظالم کردن یعنی بازگرداندن آنچه که به ناحق در جایی قرار گرفته است. اینجاست که نیاز به عالم است. این همان چیزی است عالِم سیاست، اقتصاد و دیانت باید بیندیشد و تشخیص دهد که چه قدرتی، مالی و جایگاهی به ناحق تصرف شده است. چه کسی از رانت و بیت‌المال به ناحق استفاده کرده است، سپس باید تلاش کند تا آن را به جایگاه اصلی برگرداند. همان‌گونه که پیامبر(ص) چنین می‌کرد.

۳- مبارزه با ظالم: وَ مُخَالَفَهِ الظَّالِمِ، درگیر شدن با ظالمینِ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی. ظلم علت دارد باید ریشه ها و علل ظلم را برطرف و نابود کرد. این کار نیز تشخیص عالمانه می‌طلبد. عالم باید مطالعه کرده و ببیند چه کسی ظالم است، و به ناحق قدرت را در دست دارد، ثروت را به انحصار در آورده و به ناحق متصدی امور فرهنگی و دینی مردم شده است نه اینکه با جوسازی هر روزی عده‌ای را مبدا مشکل معرفی کنند و جامعه را علیه آنان بسیج نمایند و بعد معلوم شود ریشه در جای دیگر است.

۴- اصلاح اقتصادی: وَ قِسْمَهِ الْفَیْ‏ءِ وَ الْغَنَائِمِ، تقسیم فیء و غنیمت است. فیء آن چیزی است که در اختیار دولت اسلامی است. عالم باید بر تقسیم بیت‌المال نظارت داشته باشد وَ أَخْذِ الصَّدَقَاتِ مِنْ مَوَاضِعِهَا، عالمان باید نظارت کنند تا گرفتن مالیات از جایگاه درست انجام شود. اخذ مالیات کور پسندیده نیست و خود منکری در جامعه اسلامی است مثل اینکه از کسانی که نباید مالیات گرفت مالیات گرفته شود و از کسانی که باید مالیات گرفت به دلیل طرفندهایی که به کار می‌گیرند مالیات گرفته نشود. وَ وَضْعِهَا فِی حَقِّهَا، صرف مالیات را در جای خود قرار دهد. عالم باید ببیند که آیا توزیع و هزینه در جایگاه درست خود انجام می‌شود یا خیر؟ اگر صرف مالیات، زکات و خمس در جایگاه درست و کارشناسی شده انجام نمی‌گیرد آن را به جایگاه اصلی بازگرداند.

امام حسین(ع) پس از تعریف مصداق‌های امر به معروف و نهی از منکر، در فراز سوم بحث خویش، به پیروی از قرآن در نکوهش عالمان، روی سخن خود را مستقیماً به سمت عالمان کرده، مطالبی را در نقد آنان اظهار می‌دارد. با وجودی که مخاطب اصلی در این سخن، عالمان دینی هستند، ولی موارد نقد عمومی امام حسین(ع) از اوضاع حکومت اموی، از لابلای آن به خوبی قابل فهم است و حال و هوای نامطلوبی که موجبات قیام امام را فراهم نموده است، به خوبی آشکار است.

موقعیت عالمان در جامعه دینی

امام خطاب به عالمان می فرماید که شما به عنوان عالم دین، در جامعه اسلامی دارای هفت موقعیت هستید:

۱- ثُمَّ أَنْتُمْ أَیُّهَا الْعِصَابَهُ، عِصَابَهٌ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَهٌ. پس شما ای جمعیت! جمعیتی که به علم شهره‌اید. شما به‌عنوان تحصیل کرده و دانا شهرت دارید.

۲- وَ بِالْخَیْرِ مَذْکُورَهٌ، و به نیکی از شما یاد می‌شود؛ طبقه ممتاز جامعه شناخته می‌شوید.

۳- وَ بِالنَّصِیحَهِ مَعْرُوفَهٌ، و به خیرخواهی معروف شده‌اید. چون از شما انتظار می‌رود که خیر‌خواه مردم باشید، به خیر‌خواهی مشهور شده‌اید.

۴- وَ بِاللَّهِ فِی أَنْفُسِ النَّاسِ مَهَابَهٌ، و به سبب انتساب به خدا، در دل مردم بزرگی یافته‌اید. به‌طوری‌که یَهَابُکُمُ الشَّرِیفُ، اشراف و بزرگان، شما را با هیبت می‌دانند. علاوه بر بزرگان وَ یُکْرِمُکُمُ الضَّعِیفُ، ضعیفان نیز احترام شما را دارند.

۵- وَ یُؤْثِرُکُمْ مَنْ لَا فَضْلَ لَکُمْ عَلَیْهِ وَ لَا یَدَ لَکُمْ عِنْدَهُ، کسانی شما را بر خود مقدم می‌دارند که شما هیچ فضلی نسبت به آنها ندارید و هیچ سلطه‌ای شما بر آنها ندارید. با اینکه بقیه هم مثل شما در انسانیت و حقوق انسانی برابر هستند به دلیل احترامی که برای علم قائل هستند شما را بر خود مقدم می‌دارند.

۶- تَشْفَعُونَ فِی الْحَوَائِجِ إِذَا امْتَنَعَتْ مِنْ طُلَّابِهَا، شما شفاعت در حاجت‌هایی می‌کنید که بر طالبان شفاعت منع شده است. در جاهایی وساطت شما پذیرفته می‌شود که وساطت پذیرفتنی نیست.

۷- وَ تَمْشُونَ فِی الطَّرِیقِ بِهَیْبَهِ الْمُلُوکِ وَ کَرَامَهِ الْأَکَابِرِ، در جاده‌ها همچون پادشاهان سلوک می‌کنید و چون عزت بزرگان حرکت می‌کنید.

از نظر امام برخوردار از این امتیازات تنها و تنها برای این است که آنچه از عالمان دین انتظار است می‌رود، انجام دهند: أَ لَیْسَ کُلُّ ذَلِکَ إِنَّمَا نِلْتُمُوهُ بِمَا یُرْجَى عِنْدَکُمْ مِنَ الْقِیَامِ بِحَقِّ اللَّهِ، آیا همه این امور به جهت این نیست که انتظار دارند که وظایف الهی خود را انجام دهید.

نقد ناقدان اجتماعی

از شما انتظار می‌رود که به حق قیام کنید ولی شما این انتظار را برآورده نمی‌کنید ولی رویه شما ۱- وَ إِنْ کُنْتُمْ عَنْ أَکْثَرِ حَقِّهِ تَقْصُرُونَ، غیر از این است که در اکثر حقوق الهی که به گردن دارید، کوتاهی می‌کنید. ۲- فَاسْتَخْفَفْتُمْ بِحَقِّ الْأَئِمَّهِ، حق امامان را سبک می‌شمارید. ۳- فَأَمَّا حَقَّ الضُّعَفَاءِ فَضَیَّعْتُمْ، و حق ضعیفان را ضایع و پامال می‌کنید ولی وَ أَمَّا حَقَّکُمْ بِزَعْمِکُمْ، فَطَلَبْتُمْ، ولی همواره طالب حق ادعایی خود هستید. در قبال کاری که انجام نداده‌اید، انتظار بسیار دارید و گویی از مردم طلبکارید. شما برای خدا و اسلام چه کرده‌اید؟ مالی یا جانی هزینه کرده ‌اید؟ فعالیتی داشته‌اید؟ حضرت خود پاسخ داده می‌فرمایند: ۱- فَلَا مال [مَالًا] بَذَلْتُمُوهُ، نه مالی در راه اسلام هزینه کرده‌اید. ۲- وَ لَا نَفْساً خَاطَرْتُمْ بِهَا لِلَّذِی خَلَقَهَا، نه جان خود را در راه آنکه شما را آفریده است به خطر انداخته‌اید. ۳- وَ لَا عَشِیرَهً عَادَیْتُمُوهَا فِی ذَاتِ اللَّهِ، نه با قبیله‌ای برای خدا درافتاده‌اید.

فقط انتظار دارید با داشتن این عنوان بی‌محتوا به سعادت اخروی هم دست پیدا کنید: ۱- أَنْتُمْ تَتَمَنَّوْنَ عَلَى اللَّهِ جَنَّتَهُ، شما از خدا آرزوی بهشت دارید. ۲- وَ مُجَاوَرَهَ رُسُلِهِ، محشور شدن با انبیای او را طالبید. ۳- وَ أَمَانَهُ مِنْ عَذَابِهِ، و خواستار امنیت از عذاب خداوند هستید.

امام(ع) در ادامه می‌فرماید: برخلاف تصور شما، من نه تنها نمی‌توانم بپذیرم که شما اهل بهشت شوید و مجاورت رسول خدا (ص) را به دست آورید، مستحق عذاب جهنم هستید: لَقَدْ خَشِیتُ عَلَیْکُمْ أَیُّهَا الْمُتَمَنُّونَ عَلَى اللَّهِ، من از عاقبت کار شما می‌ترسم؛ ای تمنا و آرزو‌داران خدا أَنْ تَحُلَّ بِکُمْ نَقِمَهٌ مِنْ نَقِمَاتِهِ، که بر شما عذابی از عذاب‌های الهی وارد شود. به نظر من دلیل عذاب شدن شما پنج منکر است که نه تنها شما آن را نهی نمی‌کردید بلکه خود آن را مرتکب می‌شدید:

۱- لِأَنَّکُمْ بَلَغْتُمْ مِنْ کَرَامَهِ اللَّهِ مَنْزِلَهً فُضِّلْتُمْ بِهَا، چون شما به لطف و کرم الهی نایل شده‌اید و بر دیگران برتری یافته‌اید؛ وَ مَنْ یُعْرَفُ بِاللَّهِ لَا تُکْرِمُونَ وَ أَنْتُمْ بِاللَّهِ فِی عِبَادِهِ تُکْرَمُونَ، حال آنکه آنان‌که علمای ربانی هستند احترام نمی‌بینند، و شما به نام الهی بودن در بین بندگان او محترم هستید. همچون من، باید آواره این شهر و آن شهر باشم و شما مورد احترام حکومت باشید و این معلوم می‌کند که شما عالم دین نیستید.

۲- وَ قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللَّهِ مَنْقُوضَهً فَلَا تَقْرَعُونَ، شما می‌بینید که پیمان‌های الهی نقض می‌شود و اعتراضی ندارید. وَ أَنْتُمْ لِبَعْضِ ذِمَمِ آبَائِکُمْ تَقْرَعُونَ، ولی همین شما، اگر پدرانتان در چیزی نکوهش شوند، اعتراض می‌کنید.

۳- وَ ذِمَّهُ رَسُولِ اللَّهِ مَحْقُورَهٌ وَ الْعُمْیُ وَ الْبُکْمُ، قواعد و سنن رسول الله تحقیر شده است و شما کور و کرید.

۴- وَ الزَّمِنُ فِی الْمَدَائِنِ مُهْمَلَهٌ لَا تَرْحَمُونَ، شما به زمین‌گیرانی که در شهرها بی‌پناه رها شده‌اند، به آنان رحم نمی‌کنید. شما قادر هستید که برای آنان قدم مثبتی بردارید با این حال وَ لَا فِی مَنْزِلَتِکُمْ تَعْمَلُونَ، نه با موقعیتی که دارید برای آنان کاری انجام می‌دهید. وَ لَا مِنْ عَمَلٍ فِیهَا تَعْتِبُونَ، و نه به آنان کاری دارید.

۵- وَ بِالِادِّهَانِ وَ الْمُصَانَعَهِ عِنْدَ الظَّلَمَهِ تَأْمَنُونَ، با توجیه و چاپلوسی و تظاهر نزد ظالمین به امنیت رسیده‌اید و عالمان دین واقعی چون ما امنیت نداریم.

کُلُّ ذَلِکَ مِمَّا أَمَرَکُمُ اللَّهُ بِهِ مِنَ النَّهْیِ وَ التَّنَاهِی وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ، همه این امور منکراتی است که خداوند از آن نهی فرموده است و شما از آن غافل هستید. وَ أَنْتُمْ أَعْظَمُ النَّاسِ مُصِیبَهً، مصیبت شما از همه مردم بیشتر است. چون شما می‌دانید و دیگران نمی‌دانند. لِمَا غُلِبْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ مَنَازِلِ الْعُلَمَاءِ، چون شما جایگاه علمای واقعی را اشغال کرده‌اید. لَوْ کُنْتُمْ تَسْمَعُونَ ذَلِکَ، ای کاش گوش شنوا داشتید. و می‌دانستید که بِأَنَّ مَجَارِیَ الْأُمُورِ وَ الْأَحْکَامِ عَلَى أَیْدِی الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ، جریان امور و احکام الهی به‌دست علمای الهی است. امور باید به دست عالمان باشد نه قدرتمندان نادان بلکه عالمانی که الْأُمَنَاءِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ، امین بر حلال و حرام خداوند هستند نه هر عالم‌نمایی بلکه عالمی که ارزش‌ها را بشناسد و درست و نادرست را تشخیص دهد.

نتیجه این محاکمه این است که از این به بعد فَأَنْتُمْ الْمَسْلُوبُونَ تِلْکَ الْمَنْزِلَهَ، وَ مَا سُلِبْتُمْ ذَلِکَ إِلَّا بِتَفَرُّقِکُمْ عَنِ الْحَقِّ، وَ اخْتِلَافِکُمْ فِی السُّنَّهِ بَعْدَ الْبَیِّنَهِ الْوَاضِحَهِ. شما از این منزلت معزول هستید. عزل شما از این منزلت جز به‌خاطر جدا شدن شما از حق نیست بلکه اختلاف و جدایی شما از سنت رسول خداست با وجود واضح و روشن بودن این سنت است.

روش ظالمین برای به زانو در‌آوردن شما این بود که شما را با اذیت تسلیم کنند ولی وَ لَوْ صَبَرْتُمْ عَلَى الْأَذَى، وَ تَحَمَّلْتُمُ الْمَئُونَهَ فِی ذَاتِ اللَّهِ، کَانَتْ أُمُورُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ تَرِدُ، وَ عَنْکُمْ تَصْدُرُ وَ إِلَیْکُمْ تَرْجِعُ، اگر بر آزاری که به شما می‌رسید صبر و استقامت می‌کردید. در راه خدا تحمل هزینه می‌کردید. امور الهی به دست شما باز‌می‌گشت. همه امور از جانب شما صادر می‌شد و به سوی شما باز می‌گشت. پس هر اتفاقی که برای شما پیش بیاید ناشی از عمل نکردن شما به وظایف و کم صبری شما و این است که شما حاضر به هزینه دادن برای خواسته های خود نیستید. در قسمت چهارم این سخنرانی امام حسین(ع) پس از عزل عالم‌نماها، نتیجه عدم انجام وظیفه آنها را گوشزد می‌کند و می‌فرماید: ۱- وَلَکِنَّکُمْ مَکَّنْتُمُ الظَّلَمَهَ مِنْ مَنْزِلَتِکُمْ، ولی شما ظالمین را به جای خود نشاندید. اولین و سرا به ظالمین تسلیم کردید. اموری که باید در آن خدا حکم کند به ظالمین واگذار کردید. ۲- یَعْمَلُونَ بِالشُّبُهَاتِ، ظلمه کسانی هستند که مبتنی بر شبهات عمل می‌کنند. به گونه‌ای که کسی نگوید خلاف شرع می‌کنند. عمل آنان به عمد یا به سهو و از سر نادانی مبتنی بر ظن و گمان است، شبه حق است نه حق. ۳- وَ یَسِیرُونَ فِی الشَّهَوَاتِ، راه شهوت و خواسته‌های شخصی خود را می‌پیمایند.‌ مبنای تصمیم‌گیری آنان نه قانون و عدالت بلکه تمایلات و خواهش‌های نفسانی آنان است.

شاید عالمان به عمد مرتکب این کار نشده باشند انگیزه عمل آنان ترس و دنیاخواهی آنان بود. اما ترس و طمع عالمان و اشخاص با نفوذ مدعی دینداری توجیه قابل قبولی نیست و فساد خود را به‌بار خواهد آورد. سَلَّطَهُمْ عَلَى ذَلِکَ فِرَارُکُمْ مِنَ الْمَوْتِ، وَ إِعْجَابُکُمْ بِالْحَیَاهِ الَّتِی هِیَ مُفَارَقَتُکُمْ، به جهت فرار از مرگ آنان را بر مقدرات مسلط ساختید. و دل خوش داشتن به این زندگی که به‌زودی از آن دور خواهید شد. شاید امام اشاره به واقعه حره داشته باشد که در سال بعد اتفاق افتاد و بسیاری از عالمان در مدینه قتل عام شدند.

آثار سوء عدم نقد اجتماعی

شاید خود این عالم‌نماها از عمق فاجعه سکوت خویش اطلاع نداشتند. امام عمق فاجعه را برای آنان تشریح کرده می‌فرماید: آیا می‌دانید که چه کرده‌اید؟ من برای شما خواهم گفت:

۱- فَأَسْلَمْتُمُ الضُّعَفَاءَ فِی أَیْدِیهِمْ، فَمِنْ بَیْنِ مُسْتَعْبَدٍ مَقْهُورٍ، ضعیفان را تسلیم ظالمین ساختید. گروهی که بی‌اراده و تسلیم‌اند؛ وَ بَیْنِ مُسْتَضْعَفٍ عَلَى مَعِیشَتِهِ مَغْلُوبٍ، و گروهی مستضعف که زانو بر فقر خم کرده‌اند.

۲- یَتَقَلَّبُونَ فِی الْمُلْکِ بِآرَائِهِمْ، ظالمین به خواست خود در امور مملکتی تصرف می‌کنند. وقتی قرار شد مبنا علم و دین نباشد؛ سلیقه و تمایلات جای علم، دین و قانون را می‌گیرد.

۳- وَ یَسْتَشْعِرُونَ الْخِزْیَ بِأَهْوَائِهِمْ و با هواس‌های خود رسوایی و بد‌بختی را اشاعه می‌دهند.

۴- اقْتِدَاءً بِالْأَشْرَارِ، روش اشرار را پیشه می‌کنند.

۵- وَ جُرْأَهً عَلَى الْجَبَّارِ، و بر خدای جبار جسارت می‌کنند. گویا امام حسین(ع) می‌خواهند بگویند که ای کاش حکومت را به دست آنها رها می‌کردید و می‌رفتید. ایستادید و مبلغ آنان هم شدید. فِی کُلِّ بَلَدٍ مِنْهُمْ عَلَى مِنْبَرِهِ خَطِیبٌ یَصْقَعُ، در هر شهری از آنها خطیبی بلیغ بر منبر دارند.

۶- فَالْأَرْضُ لَهُمْ شَاغِرَهٌ، زمین در قبضه آنهاست؛

۷- وَ أَیْدِیهِمْ فِیهَا مَبْسُوطَهٌ و دستشان در زمین باز است.

۸- وَ النَّاسُ لَهُمْ خَوَلٌ، لَا یَدْفَعُونَ یَدَ لَامِسٍ، مردم برده‌وار و بدون دفاع در اختیار آنان هستند.

۹- فَمِنْ بَیْنِ جَبَّارٍ عَنِیدٍ، وَ ذِی سَطْوَهٍ عَلَى الضَّعَفَهِ شَدِیدٍ، برخی زور‌گو و سرکش؛ بر ضعیفان تسلط دارند.

۱۰- مُطَاعٍ لَا یَعْرِفُ الْمُبْدِئَ وَ الْمُعِیدَ، فرمانروایانی که آفریننده و بازگرداننده نمی‌شناسد. به خدای ایجاد کننده و بازگرداننده اگر باور داشتند چنین نمی‌کردند.

به نظر می‌رسد زخمی که امام از عالم‌نمایان خورد بسیار دردناک‌تر از شمشیرهای عوام دنیاجو بود. حضرت گویا آهی از نهاد خود برمی‌آورد که: فَیَا عَجَباً وَ مَا لِی لَا أَعْجَبُ، شگفتا و چگونه در شگفت نباشم. وَ الْأَرْضُ مِنْ غَاشٍّ غَشُومٍ، که زمین به دست خائنان مستبد وَ مُتَصَدِّقٍ ظَلُومٍ، باجگیر ستمگر افتاده است و آنان وَ عَامِلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ بِهِمْ غَیْرِ رَحِیمٍ، حکم‌رانانی بی‌رحم بر مومنین هستند.

حضرت گویا ناامید از ایجاد تغییر و تحول در آنان، موضوع را به خدا واگذار کرده و می‌فرماید: فَاللَّهُ الْحَاکِمُ فِیمَا فِیهِ تَنَازَعْنَا، خداوند بین ما و شما در آنچه اختلاف داریم حاکم است. وَ الْقَاضِی بِحُکْمِهِ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَنَا، و قاضی در اختلافات ما و شما هم اوست.

اهداف اصیل عالمان ربانی

حضرت خطاب به خداوند متعال انگیزه قیام و هدف از آن را توضیح می‌دهد: اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنْ مَا کَانَ مِنَّا تَنَافُساً فِی سُلْطَانٍ، پروردگارا! تو خود می‌دانی آنچه که از جانب ما اتفاق افتاد نه به خاطر رغبت در سلطنت و قدرت بود؛ وَ لَا الْتِمَاساً مِنْ‏ فُضُولِ الْحُطَامِ، و نه به خاطر به دست آوردن مال و ثروت دنیا. وَ لَکِنْ لِنُرِیَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ، بلکه به این جهت بود که نشانه‌های دینت را ارائه کنیم. وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِی بِلَادِکَ، در شهرهای تو اصلاحات را ظاهر کنیم. وَ یَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ، بندگان مظلوم تو روی آسایش و امنیت ببینند. وَ یُعْمَلَ بِفَرَائِضِکَ وَ سُنَّتِکَ وَ أَحْکَامِکَ، و به واجبات، مستحبات و احکام تو عمل شود. بنابراین مهمترین هدف امام حسین(ع) از قیام عبارت بود از: ۱- می‌خواهیم مبانی اسلام یعنی توحید و عدالت در همه جا به عینه دیده شود. ۲- شهرهای ویران شده تو آباد شوند. ۳- بندگان خدا که همچون خود حسین(ع) امنیت ندارند، در همه زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی امنیت پیدا کنند. ۴- به واجبات و مستحبات اخلاقی و احکام شرعی تعطیل شده، عمل شود.

امام در آخرین نکته که با ناامیدی از یاری آنان بر زبان جاری می‌کنند می‌فرماید: فَإِنَّکُمْ إِلَّا تَنْصُرُونَا وَ تُنْصِفُونَا، اگر چنانچه ما را یاری نکنید و نسبت به ما انصاف ندهید. پس منظر باشید که به زودی قَوِیَ الظَّلَمَهُ عَلَیْکُمْ، ظالمین بر شما مسلط خواهند شد؛ وَ عَمِلُوا فِی إِطْفَاءِ نُورِ نَبِیِّکُمْ، و نور پیامبر شما را خاموش خواهند ساخت.

عالم‌نمایان امام را یاری نکردند ولی پیش‌بینی امام حسین دیری نگذشت که به وقوع پیوست. یزید و یارانش تمام تلاش خود را کردند تا نور پیامبر یعنی حسین و یاران با وفایش را خاموش کنند و ظاهراً هم با جنایت کربلا در این کار موفق شدند. خون حسین(ع) بر زمین کربلا ریخت ولی دیری نگذشت که شعاع این خون جهان اسلام را پر ساخت. خبر واقعه کربلا به مدینه رسید، مردم مدینه قیام کردند و والی اموی را از شهر اخراج کردند. عبدالله‌بن‌زبیر به نام حسین(ع) قیام کرد و شهر پس از شهر را به تصرف خود درآورد. توابین به خون‌خواهی حسین از کوفه به سمت شام حرکت کردند و مردم کوفه به رهبری مختار ثقفی قیام کرد و سال‌ها بخش‌های مختلفی از جهان اسلام را به تصرف درآورد. با وجودی که همه قیام کنندگان نام حسین را بهانه می‌کردند و شعار رضا من آل محمد(ص) سر می‌دادند ولی به جز توابین بقیه قدرت‌طلب بودند ولی در هر صورت از حادثه کربلا به بعد آب خوش از گلوی بنی‌امیه پایین نرفت تا بالاخره توسط بنی‌عباس از میان رفتند.

شاید امام در پایان سخن با عبارت بعدی خواسته باشند بگویند که اگر شما به وظیفه خود عمل نکردید و به من هم کمک نکردید من به وظیفه خود عمل کرده با استعانت از خدای متعال خود به تنهایی قیام خواهم کرد: وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْنا، خدا ما را کافی است و توکل ما بر اوست. وَ إِلَیْهِ أَنَبْنَا وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ. به درگاهش توبه آوریم و بازگشت به سوی اوست.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>