خروج از موازین فقهی

احمد عابدینی

احمد عابدینی

کسانی که با این عبارت آشنا هستند که «تعیین موضوع شأن فقیه نیست» وقتی این روزها با نظرات فقیهان مواجه می‌شوند که مبلغ معینی برای فطریه مشخص می‌کنند انگشت تحیّر به دندان می‌گزند که این چه کاری است؟ مگر بنای زکات یک صاع از خوراکی‌ها نیست؟ (وسائل الشیعه، ابواب زکات فطره، باب ۵) خوب فقیهان صاع را که پیمانه‌ای بوده معین کنند که به لحاظ وزنی در هر جنسی چقدر می‌شود و مثلاً بگویند که چون وزن حجمی خرما زیاد است یک صاع خرما حدود ۵/۴ کیلوگرم می‌شود و یک صاع گندم حدود سه کیلوگرم است نه اینکه پول مشخص کنند. به نظر می‌رسد جایی که نیاز به اجتهاد دارد این است که با مراجعه به ذیل آیه‌ی ۷۹ سوره‌ی توبه و آیات سوره‌ی دهر، مشخص کنند که آیا امروزه یک صاع گندم کافی است یا چون که مزد یک مرد در آن زمان‌ها دو صاع خرما (آب کشی ابو عقیل به دو صاع خرما) و مزد یک زن، یک صاع جو (پشم ریسی حضرت زهرا(س)) بوده است بنابراین احتمالاً و بلکه احتیاطاً زکات فطر هر کسی نصف حقوق یک روز اوست تا افراد متوسط مبلغ کمتری بپردازند و افراد پر درآمد، مبلغ بیشتری. بله این با اعتبار نزدیک‌تر است که هر کسی درآمد نصف روزش را برای سلامتی خود تا سال بعدش بپردازد.

باز چیزی که نیاز به اجتهاد دارد اینکه آیا قوت بلد مهم است یا قوت اهل؟ زیرا شیخ طوسی(ره) نقل کرده که شافعی گفته: «قوت غالب مردم شهر» ولی خودش قوت غالب اهل را می‌پذیرد و به آیه‌ی «من اوسط ما تطعمون اهلیکم» (مائده/۸۹) تمسک می‌کند. (کتاب الخلاف، ج۴، ص۵۶۱، مسأله ۶۳) و امروزه تفاوت‌ها بسیار زیاد است زیرا برخی برای طعام و اطعام به برج میلاد می‌روند و برخی در خانه با نان و پنیر گذران زندگی می‌کنند.

باز کار اجتهادی آن است که معلوم شود که اطعام در کفاره‌ی یمین شامل «طعام مسکین» (بقره/۱۸۴) که فدیه‌ی ناتوانان از روزه است می‌شود یا خیر؟ اگر چنین باشد برای فدیه‌ی روزه نیز نباید مبلغ یا هفتصد و پنجاه گرم گندم مشخص شود.

آخرین نکتهاینکه هر قشری در موضوع مربوط به خودش سؤالات گوناگونی مطرح کرده و باعث شده که فقیه از موارد موجود در روایات تنقیح مناط کند و مثلاً از تیر و کمان در جنگ به تهیه‌ی موشک و تانک فتوا دهد، از پنج مورد احتکاری در روایات به حرمت هر احتکاری فتوا دهد و از روایات فراوان حرمت شطرنج رهایی یابد و آن را در شرایطی حلال کند ولی درمورد حق فقیران چون کسی سؤال جدی نکرده، ناخواسته کوتاهی شده و با اینکه طعام و اطعام در قرآن آمده است و حقیقت شرعیه یا متشرعه ندارد و امری عرفی است و نباید آن را به مُدّطعام (۷۵۰ گرم گندم) و امثال آن تفسیر کرد و باید روایات مربوط به مُدّ را مصداق عالی آن زمانی طعام دانست که اکثر مردم نان جوین می‌خورده‌اند و نان گندم بهترین غذایشان بوده است به گونه‌ای که در برخی روایات یک مُدّ گندم با یک صاع از خرما برابر بوده است. آنگاه احتمالاً یا احتیاطاً از اجتهاد این نتیجه حاصل می‌شود که اطعامی که جایگزین روزه‌ی ناتوانان از روزه است یک پُرس غذای عالی است که فقیر نیز طعم غذای عالی را بچشد.

خداوند همه‌ی علمای اعلام را به راهی که مورد رضایت اوست هدایت و تسدید بفرماید و نوشته‌ی ارتجالی حقیر نیز به دید عنایت نگریسته شود.

احمد عابدینی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

جواب: علماى اعلام و فقهاى عظام پایبند مطالب یاد شده مى‌باشند و آنان جهت تسهیل نسبت به امرى که غالباً محل ابتلاء عموم است به خود زحمت داده فحص و تحقیق و سپس بررسى و تعیین مى‌نمایند، درست مانند ثبوت هلال که فى نفسه یک موضوع خارجى است ولى جهت تسهیل بر عموم که محل ابتلاى آنان است به خود زحمت تحقیق و بررسى و سپس اعلان نظر درباره‌ى آن مینمایند، موفق باشید.

 تذکر: تمامى استفتائات از طرف دفتر حضرت آیت الله العظمى سید صادق شیرازى دام ظله پاسخ داده مى‌شود.

۷/ شوال المکرم /۱۴۳۵ هـ

شکی نیست که مجتهدین و علما موارد مذکور را در درسها و بررسیهای خود مورد توجه قرار داده اند و اجتهاد هم کرده اند و ما حصل اجتهاد خود را از طریق فتوا و یا نوشتن کتب فقهی مذکور داشته اند لکن در مورد تعیین مبلغ فطریه گر چه ورود به موضوعات وظیفه مجتهدین نیست اما ورود به ان هم توسط مجتهد نیز حرام شمره نشده است و لذا از انجاییکه مردم به مراجع خود اعتماد دارند و با بیان آنها و عمل به وظیفه خود احساس آرامش میکنند و لذا مراجعه به علما میکنند و علما نیز از باب راهنمایی مبلغی را تعیین میکنند طبیعی است که ایراد شما زمانی وارد است که مرجع حکم حکومتی کند و یا مردم را به عمل به مبلغ تعیین شده شرعا موظف کند که اینچنین نیست ولذا اگر کسی مایل باشد میتواند خودش مبلع را از بازار به دست اورده و بپردازد (آیت الله گرگانی)

تعیین موضوع بر فقیه واجب نیست. (آیت الله نوری همدانی)

بسمه تعالی

با سلام و تشکر از نکاتی که بیان کرده‌اید؛

اینجانب در رساله توضیح‌المسائل و در پاسخ به استفتائات کتبی، مبلغی برای فطریه و کفاره مشخص و تعیین نکرده‌ام، امّا اگر از سوی دفاتر مراجع و از جمله این دفتر، مبلغی برای این گونه چیزها مشخص می‌شود، به عنوان فتوا نیست و عمل دقیق به آن نیز برای مقلدین و مکلّفین واجب نیست، بلکه تعیین عدد، در پاسخ به سؤال مقلدین و برای راهنمایی آنها صورت می‌پذیرد.

حسین المظاهری

باسمه تعالی

با سلام خدمت تمامی علمای اعلام

اولاً از سعه صدر فقیهان بزرگوار و جواب به نوشته‌ی اینجانب پیرامون «خروج از موازین فقهی» کمال تشکر را دارم.

ثانیاً از پاسخ فقیهان بزرگوار مجموعاً به دست می‌آید که حضرات برای تسهیل کار مردم و به دلیل اینکه مردم به آنان اطمینان دارند و از آنان پیرامون مبلغ و مقدار می‌پرسند، حضرات نیز مبلغی را به عنوان فطریه یا فدیه‌ی روزه مشخص می‌کنند و اگرچه شأن فقیه تعیین موضوع نیست اما چنین کاری بر او حرام یا ممنوع هم، نیست و شاید عبارت «ما  علی المحسنین من سبیل» را نیز مؤید کار خود بدانند.

اما غرض بنده از نوشتن نامه توجه به نکته‌ی دیگری بود و آن اینکه روایات فراوان باب اول زکات وسائل الشیعه به این مطلب دلالت دارد که خداوند در اموال اغنیاء به مقدار کفایت فقیران قرار داده است و اگر فردی گرسنه ماند به خاطر این است که اغنیاء سهم خود را نپرداخته‌اند. اکنون زیرکی اغنیاء آن است که مقدار فطریه، فدیه و… را از فقیه می‌پرسند و او نیز از روی اخلاص آن را مشخص می‌کند. آنگاه در قیامت که از او سؤال شود چرا فقیرانی گرسنه ماندند می‌گوید من طبق نظر مراجع تقلید مبلغ تعیین شده را دادم.

سؤال اینجانب دقیقاً این است که وقتی طبق حدیث، خداوند به مقدار نیاز فقیران قرار داده است و فقیه نیز اجتهاد کرده و تعیین موضوع نموده است، اشکال کار کجاست که فقیران زیادی در سطح جامعه باقی مانده‌اند؟ در حالیکه معمولاً در قرآن نماز و زکات هم‌دوش هم قرار گرفته‌اند و قرآن کریم، اصل وجوب پرداخت و روایات، آیین نامه‌ی اجرایی آن را بیان کرده‌اند کما اینکه قرآن اصل نماز و روایات چگونگی انجام آن را بیان نموده‌اند.

اما طبق رساله علمیه حضرات بزرگوار زکات تنها بر نُه چیز واجب است که هفت قلم کشاورزی و دامداری آن به یارانه دولتی نیازمندند پس زکاتی بدهکار نمی‌شوند و طلا و نقره‌ی سکه‌دار نیز وجود ندارد پس زکات چندانی بر کسی واجب نمی‌شود و زکات فطره و کفارات نیز مبلغ ناچیزی می‌شود این بود که مرا متحیّر ساخته است. خمس نیز مصرفش حوزه‌ی علمیه و سادات است که هم در سادات فقیر فراوانی وجود دارد و هم نیازهای حوزه‌های علمیه تأمین نمی‌شود. باز فقیران سرشان بی کلاه می‌ماند.

خلاصه، همان گونه که در هر زمان بسته به شرایط نماز واجب است و حتی در قطبین پنج نماز در ۲۴ساعت واجب می‌شود نه پنج نماز در طول سال، و از قرائنی از دلوک شمس و قرآن فجر و غسق اللیل می‌گذریم آیا نمی‌شود با قرائنی که در آن نامه اشاره شد از صاع و مُدّ گذشت و درآمد نصف روز افراد یا یک شصتم حقوق ماه او را برای مقدار فطریه مشخص کرد تا با مزد افراد در آن زمان و این زمان مطابق باشد و سرمایه داران بزرگ که درآمدهای میلیاردی در ماه دارند، زکات فطره‌ی بیشتری بپردازند و فقیران بیشتری، حداقل چند روزی تغذیه کنند؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>